سه شنبه 1387/10/10 (6:53 قبل از ظهر)
میشه همیشه توی چشات خیلی چیزها رو تازه کرد. ![]()
میشه با گر گر دستای تو خیلی کارا کرد. ![]()
میشه توی چشمای تو گم شد و مرد. ![]()
میشه دریا رو به بغض تو سپرد. ![]()
میشه با چشمه تو رنگها رو شناخت. ![]()
نگو دیره ![]()
من از این فاصله ها بدجوری گریم می میگیره. ![]()
من از این بی خود شدن ها بدجوری گریم میگیره. ![]()

ای خدا چرا دستامو بستی ؟
تورو خدا بیا تموم کنیم این بی خودی هارو
باهام اینجوری نکن
بزار مثل قبل باشیم
اخه چرا ؟ چرا من باید همیشه .... ؟
چرا تو باید همیشه ....... ؟
چرا ما باید ....... ؟
خدایا چرا باید من تا این وقت صبح بیدار بشینم ؟
دارم میمیرم از ........................![]()

...............................................................................................






















